مؤلف مجهول
149
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
عايشه و ام عمرو و ام ابان و ام البنين . و گويند ابان ابرص و احول بود ، و برين سبب او را ابقع گفتندى ، و عقب بسيار داشت ، و خالد عقب نداشت . [ 4 ] - خلافت امير المؤمنين و امام المتقين على عليه السلام على بن ابى طالب « 1 » بن عبد مناف بن عبد المطّلب ، و كنيت او ابو الحسن بود ، مادر او فاطمه بنت الاسد بن هاشم « 2 » بن عبد مناف ، در آخر ذى الحجة سنة خمس « 3 » و ثلثين با او بيعت كردند ، و او پنجاه و يك ساله بود . و مدّت خلافت او چهار سال و نه ماه بود . و در سنهء اربعين [ 102 پ ] از هجرت شهيد شد ، در وقت صبح نوزدهم رمضان مجروح شد ، و شب بيست و يكم ببهشت رفت . و ولادت او در خانهء كعبه بود ، و بكوفه در شب مدفون شد . و بقول بعضى تربت او معيّن نيست . دبير او سعيد مروان همدانى بود ، و حاجبش قنبر ، و نقش خاتم « الملك للّه الواحد القهار » و گويند : « نعم القادر اللّه » . و حالى تسلّط معاويه بشام شنوده بود خواست او را معزول كردن ، صحابه مصلحت در توقّف ديدند كه او مردى مكّارست ، و عمر و عاص كه از كفات عرب است با اوست ، كار بر تو مخبّط كند . مصلحت در آنست كه او را خوشدل كنى تا بطاعت درآيد ، بعد از آن هرچه خواهى كن . على گفت او رسوم عجم پيش گرفته است ، من مداهنت نكنم ، پس بعزل او نامه نوشت . و زبير و طلحه اوّل با امير المؤمنين على بيعت كردند بر آنكه ببيعت على راضى نشوند « 4 » . چون امير المؤمنين على آن حال معلوم كرد ، بمنبر برآمد و گفت فتنه قايم مىشود ، من در آن صبر كنم ؛ چون از حدّ بگذرد ، دفع بايد كرد . بعد از آن خبر رسيد كه طلحه و زبير و عايشه با جمعى انبوه عزم قتال
--> ( 1 ) - ص : ابى طالب بن عبد اللّه بن عبد المطلب ( تج 36 ) . ( 2 ) - ص : هشام ( تج 37 ) . ( 3 ) - تج 37 : محرمست و ثلثين . ( 4 ) - تج 42 ( عبارت متن روشن نيست ) .